خرید بک لینک
امروز یه عمل پیوند قرنیه داشتیم.برای دختری که قربانی حماقت خودش و دونفر دیگه شده بود.

دختری که با اسید بینایی و قدرت تکلم و سیمای ظاهریش را از دست داده بود.

خیلی ها دوست داشتن مرسی کیلینگ بشه. یعنی بذارن بدون کمک پزشکی بمیره.اما نه شرع اینو می خواست. نه وجدان .نه قانون.

در نتیجه زنده موند.

ماجرا از این قرار بود که دو تا دختر با هم دوست بودن ولی بعدا یکی متوجه میشه که اون یکی با دوست پسرش دوست شده و مثلا اینجوری انتقام می گیره.

عجب روزگاری شده س........!

متاسف نوشت:متاسفانه پزشکان جوان تمایلی به کار و اموزش در عرصه ی سوختگی ندارند و بیمارستان داره از بازنشسته ها استفاده می کنه.کاش بعضی پزشکان به جای ورود به جراحی های زیبایی که به اندازه ی کافی اشباع شده و به جای مخ زدن آدم های بی اعتماد ب نفس سالم برای جراحی های پرعارضه ی زیبایی در این زمینه احساس تکلیف می کردن.زشته ی بچه های مدرسه پیرانشهر بخاطر کمبود کادر ماهر هنوز درگیر عوارض درمان های غلط باشند.زشتــــــــه س.

پ.ن2:یه خطه ای از سرزمین دوست داشتنی مون هست که از اونجا خودسوزی زیاد میارن.توصیه می کنم اگر رسانه ملی واسه بالا بردن ظرفیت روحی افراد برنامه ای نداره لااقل شیوه های دیگر جلب ترحم یا خودکشی را آموزش بده.یه راهی هست بلدم.آسون ترین راه.هرکی قصد خودسوزی داره به خودم بگه بهش میگم.

پ.ن:کارآموزی سوختگی/زیبایی تموم شد متاسفانه.حَيف!


برچسب: نویسنده: negar تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 20:14

صفحه بندی