تن زجان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
عرفان محصول هوش بشری ست شک نکنید اولین کسانی که به تفسیر دیگر گونه ی آیات قرآن اندیشیدند و باطن مستور واژه ها و تعابیر را جستجو کردند زیرک تر و هوشمند تر از کسانی بودند که به معانی مصطلح و صوری آیات خو کرده بودند برهمین اصل تعبیر عاشقانه فراق بین عاشق و معشوق جای تبعید و رجم و رجیم را گرفت و آدم سرسپرده ی مهر ازلی و عاشق محسود عالم فرشتگان شد.
صلح اندیشی از همین جا آغاز می شود که تو بین خدا وانسان به تفسیری عاشقانه بیندیشی و خدای ترساننده ی رجم کننده ی ممسک و بخیل آگاهی و دانش را به خدایی مهربان و مشفق بدل کنی و این اکسیر عرفان بود و محصول تصوف ایرانی که رفته رفته آشکار شد و کم کم به مکتب فکری مستقل و مشهوری بدل شد.
تحریر تقریرات بزرگان علم و عرفان و فلسفه به ویژ خطبای مشهور در دوره نبود امکان ضبط صدا، سنت مریدان و پیروان بوده و البته جز این مقامات و مناقب نویسی مثل مقتل نویسی از احساسات و غلو و بزرگ نمایی دور نمانده و این سنت پیوسته ی فرهنگی ماست ...همین الان هم در خصوص رجال دینی حوزه از سوی برخی طلاب و مریدان بر اثر عشق و اعتقاد سیره نویسی های مبالغه آمیز جریان دارد چنان که مناقب نویسان فرقه مولویه و دیگران.
با وجود تمام این مبالغه ها اصل اثر گواه شاهد صادق است در آستین و مثنوی و دیوان کبیر و تقریرات مولانا در فیه ما فیه ومجالس سبعه و نامه ها وترسلات نشان دهنده روح بزرگ و بی همتای خداوندگار قونیه است .
تسلط بر قرآن و احادیث و اشعار عربی و فارسی و آداب نامه نگاری و تعبیه کردن هزاران هزار نکته ی عارفانه درداستان های تو در توی مثنوی نشانه ی ورزیدگی ذهن و زبان مولاناست .
برچسب:
نویسنده: negar